Previous Next

نمایش ساواک در خیابان‌های آلمان؛ عادی‌سازی زبان تهدید؟

نمایش نماد ساواک در تجمعی در آلمان، بار دیگر به بحث درباره ترویج خشونت و گرایش‌های اقتدارگرا و افراطی در فضای سیاسی ایران دامن زده است. در همین رابطه با نمایندگانی از دیدگاه‌های گوناگون گفت‌وگو کرده‌ایم.یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ (۱۰ مه ۲۰۲۶) مرکز شهر رگنزبورگ در نزدیکی مونیخ یکی از چند شهری بود که قرار بود تجمعی در آن برای “توقف اعدام‌ها، آزادی زندانیان سیاسی و دسترسی آزاد به اینترنت در ایران” برگزار شود. فراخوان این تجمع را شاهزاده رضا پهلوی در شبکه‌های اجتماعی رسمی خود اعلام کرده بود. تصویری از این تجمع که در آن چندین نفر از شرکت‌کنندگان به شکلی متحدالشکل در صفوفی هماهنگ تی‌شرت‌هایی سفید با نماد ساواک به تن داشتند، به موجی از واکنش‌ها دامن زد.

این اولین بار نبود که نماد ساواک در تجمعات اعتراضی هواداران بازگشت پادشاهی به چشم می‌خورد، اما یکدست‌ترین و اولین آن از این نوع بود. پیش از این، حضور افرادی سیاهپوش در خیابان‌های لندن با هدایت فردی که به عنوان یکی از چهره‌های شناخته‌شده سازماندهی تجمعات هواداران نظام پادشاهی ششناخته می‌شود، خبرساز شده و بسیاری آن را یادآور حضور خیابانی گروه‌هایی با رویکردهای “افراطی و فاشیستی” ارزیابی کردند.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله

برای اطلاع بیشتر از انگیزه‌های این اقدام بحث‌برانگیز در تجمع شهر رگنزبورگ، با یکی از شرکت‌کنندگان در آن، که با نگاهی به حساب کاربری ایکس او و انتشار تصاویر و ویدیوهای این تجمع، می‌توان دریافت که از طرفداران ساواک و فعالیت‌هایش است، تماس گرفتیم، اما تا لحظه انتشار این گزارش پاسخی دریافت نکرده‌ایم.

همچنین برای مطلع شدن از موضع‌گیری رسمی و نظر شاهزاده رضا پهلوی در این خصوص، با دفتر او تماس گرفتیم، اما تا لحظه انتشار این گزارش، پاسخی به این درخواست داده نشده است.

نجات بهرامی، تحلیلگر سیاسی و از نویسندگان “دفترچه دوران اضطرار” که تاکید می‌کند صحبت‌هایش نظر شخصی او است، به بخش فارسی دویچه وله می‌گوید، اینکه تعدادی از جوانان با دیدن این اتفاقات تاریخی و تجربه تلخ نیم قرن جمهوری اسلامی که کل دوران جوانی آنها را بر باد داده است، تیشرتی با نشان ساواک بپوشند اصلا کار عجیبی نیست.

بهرامی در ادامه می‌افزاید: «با توجه به مجموعه شناختی که نسل‌های جدید راجع به سال‌های پیش از ۵۷ به دست آورده‌اند، مطالعاتی که کرده‌اند، مستندهایی که دیده‌اند و دیدن فاجعه‌ای که بر کشور ما حکمفرما شده و همچنان هم ادامه دارد، چنین واکنش و تصمیم و برنامه‌ای هیچ اتفاق عجیب یا منفی یا وحشتناکی تلقی نمی‌شود.»

به گفته او، این حرکت متحدالشکل “تنها بخشی از فعالیت‌های جمعیت گسترده ایرانی‌ها در انقلاب شیر و خورشید و روزهای پس از آن” در شهرهای غربی است.

بهرامی در تشریح استدلال خود به وجود نهادهای امنیتی قدرتمند در آمریکا و بریتانیا اشاره می‌کند که به باور او، “در حقیقت از دموکراسی و امنیت و رفاه مردم پاسداری می‌کنند”.

این تحلیلگر سیاسی هوادار شاهزاده رضا پهلوی معتقد است که «اکنون بیش از هر زمان دیگری برای مردم آشکار شده که چه کسانی با حکومت وقت ایران می‌جنگیدند و روش‌های آنان چه بوده است.»

بهرامی می‌گوید: «ساده‌ترین روش‌های گروه‌های چریکی ترور و بمب‌گذاری بوده است. اتفاقا اگر اکنون افکار عمومی مردم ایران از نسل‌های مختلف را بخواهیم رصد کنیم، می‌بینیم که آنها انتقاد دارند که چرا در زمان شاه ساواک سخت‌گیرانه‌تر عمل نکرده و چرا نهادهای امنیتی و نظامی و شخص پادشاه فقید در برابر کسانی که از جریان‌های مختلف دست به ترور می‌زدند و مشغول تخریب دستاوردهای بزرگ دوران پهلوی بوده‌اند، سختگیرانه‌تر عمل نکردند.»

ساسان امجدی، تحلیلگر سیاسی، در گفت‌وگو با دویچه وله فارسی می‌گوید استفاده از پوشش‌ها و نمادهای منقش به آرم ساواک، به عنوان یکی از مهم‌ترین “نهادهای امنیتی و سرکوبگر دوران پهلوی”، واجد معنایی فراتر از یک کنش نمایشی یا صرفاً یک حضور خیابانی است. به باور او، ساواک در حافظه جمعی بخش بزرگی از جامعه ایران، نماد دستگاهی است که “کنترل سیاسی، شکنجه، بازجویی، سانسور و حذف مخالفان” را سازماندهی می‌کردە است.

او می‌افزاید: «بازگشت این نمادها به فضای عمومی تلاشی برای بازپس‌گیری “هژمونی نمادین “از طریق زبان تهدید، اقتدار و نمایش قدرت است. مسئله صرفاً حمل یک نشان یا یونیفرم نیست؛ بلکه نمایش منطقی از سیاست است که در آن مخالف سیاسی به‌عنوان موجودیتی تعریف می‌شود کە باید از طریق این سازمان مخفی کنترل، حذف یا مرعوب شود.»

از نگاه این تحلیلگر سیاسی، مخاطب اصلی آنچه او “نمایش خیابانی” می‌نامد جمهوری اسلامی نیست، بلکه مخالفان، منتقدان و نیروهای منتسب به طیف‌های چپ، جمهوری‌خواه، فدرالیست یا منتقدان “پروژه پهلوی” در خارج از ایران هستند.

کاظم کردوانی، پژوهشگر و جامعه‌شناس، نیز به دویچه وله فارسی می‌گوید این افراد با نماد ساواک به خیابان آمده و برای خود هویت اجتماعی قائل شده‌اند. از نظر او، اثبات هویت این افراد “به عنوان بخشی از امروز و آینده جامعه ایران، یکی از خطرناکترین اتفاقات” رخ‌داده در تجمع شهر رگنزبورگ است.

او اضافه می‌کند: «باید به این پدیده به عنوان یکی از بدشگون‌ترین پدیده‌هایی که جامعه را به خصوص از لحاظ تفکر تحت تاثیر قرار می‌دهد، نگاه‌کرد. کار آنها تقدس‌سازی ساواک است و این کار یعنی قدسی کردن شکنجه و سرکوب. من فکر می‌کنم نیروهای سیاسی و حقوق بشری باید بتوانند از قوانین دولت آلمان استفاده کنند و پیروان این نظر را به دادگاه بکشانند.»

“نماد شکنجه در ایران”

ساواک به عنوان یکی از بحث‌برانگیزترین دستگاه‌های امنیتی تاریخ معاصر ایران برای عده‌ای یادآور “رعب و وحشت و نماد یک حکومت اقتدارگرا” است. در مقابل، برخی هواداران سلطنت، ساواک را “نماد حفظ امنیت و مقابله با گروه‌های مسلح و کمونیستی” می‌دانند.

کاظم کردوانی در همین رابطه با اشاره به نقش ساواک در شکنجه مخالفان سیاسی و ایجاد فضای رعب در جامعه ایران، این نهاد را “نماد شر مطلق” می‌نامند و می‌گوید عریان‌ترین شکل خشونت از نگاه او، یعنی شکنجه، “شر مطلق و غیرانسانی” است.

او می‌افزاید: «یک نیرو می‌توانست درباره ساواک موضع بگیرد چون میراث‌دار این نظام ساواکی و شکنجه‌گر بوده و آن هم شخص آقای رضا پهلوی است. مطلقا در تمام این دوران جایی نمی‌بینید که آقای پهلوی ساواک و اعمال خشونت و شکنجه‌های صورت‌گرفته علیه مبارزان، حتی اگر خطاکار بودند، را محکوم کند. شکنجه فراتر از ماجرای خطای سیاسی و دید سیاسی است.»

این جامعه‌شناس و پژوهشگر ساکن آلمان بر این باور است که «پیش و بیش از همه شخص رضا پهلوی و تمام طرفدارانش، تمام خانم‌ها و آقایانی که در لباس نظریه‌پرداز و انسان‌دوست در تلویزیون‌ها ظاهر می‌شوند و از نگاه خودشان جنایت‌های جمهوری اسلامی را طرد می‌کنند، در حقیقت روی تلی از جنایت نشسته‌اند و با دست راست و چپشان دارند جنایتکاران را تربیت می‌کنند، اما دعوایشان با جنایتکاران حکومت اسلامی است.»

شاهزاده رضا پهلوی در ۱۵ خرداد ۱۳۹۱، در گفت‌وگویی با روزنامه جروزالم پست، در پاسخ به پرسشی درباره ساواک چنین می‌گوید: «برخی از کارکنان ساواک افراط کردند، سرکوب‌های زیادی وجود داشت، اقدام‌های غیرضروری زیادی مانند شکنجه صورت گرفت که من نه تنها نمی‌توانم به‌راحتی از کنار آنان بگذرم، بلکه آنها را محکوم می‌کنم.»

همچنین در بخشی از کتاب “زمان انتخاب” شاهزاده رضا پهلوی آمده است: «وجود شکنجه [در ساواک] نیز اثبات شده و کسی نمی‌تواند آن را انکار کند. برای من شکنجه نه تنها خلاف قانون، بلکه کاری غیرانسانی است و قادر به پذیرش و توجیه آن نیستم. این موضوع برای من بسیار دردناک است چرا که نهایتا پدرم مسئول آن شناخته می‌شود. اما از نظر من، محکومیت شکنجه، محکومیتی اصولی است، حتی اگر پای پدرم در میان باشد. نمی‌توانم هیج توجیهی برای این قبیل اعمال پیدا کنم.»

مسئولیت رهبر سیاسی

به باور بسیاری، از یک رهبر سیاسی در جهان مدرن انتظار می‌رود در برابر نمادها یا رفتارهای مرتبط با سرکوب، خشونت و نقض حقوق بشر موضعی روشن و بدون ابهام بگیرد. از نگاه آنان، سکوت یا واکنش مبهم می‌تواند به عنوان عادی‌سازی یا پذیرش ضمنی چنین رفتارهایی تعبیر شود؛ به‌ویژه وقتی پای سازمان‌های بحث‌برانگیز تاریخی چون ساواک در میان است.

از نگاه کاظم کردوانی، شخص رضا پهلوی و جریان او باید نمایش نماد ساواک را محکوم کنند، اما این کار را نمی‌کنند. او می‌افزاید: «دعوای این جریان با حکومت اسلامی این است که خشونت آنها خوب نیست و خشونت ما خوب است. سرکوب آنها خوب نیست، سرکوب ما خوب است. آدمکشی آنها خوب نیست و آدمکشی ما خوب است، و من فکر می‌کنم باید با قدسی‌‌سازی خشونت و یکی از بزرگترین نمادهای شر تاریخ ایران مبارزه کرد.»

نجات بهرامی، تحلیلگر سیاسی، دیدگاه دیگری را نمایندگی می‌کند. از نگاه او، عده‌ای انتظار دارند که “فقط شاهزاده رضا پهلوی” به هر بهانه‌ای خودش را در برابر بخشی از هوادارانش قرار دهد.

این تحلیلگر سیاسی ساکن آمریکا، دیدگاهش را این‌گونه تشریح می‌کند: «ما در سال‌های گذشته شاهد بودیم که بارها شاهزاده در برابر اینکه مثلاً یک هوادار که مشخص هم نبوده ماهیت او چیست به یک فعال سیاسی از جناح به اصطلاح پنجاه‌وهفتی‌ها توهین کرده و مقابلش ایستاده، شاهزاده واکنش نشان داده و به صورت کلی گفته که رفتارهای خارج از شئون، خارج از ادب، مورد تایید من نیست. این نگاه کلی شاهزاده اکنون هم درست است. هر کسی تخلفی کرد یا تظاهرکننده‌ای را مورد ضرب و جرح قرار داد در قوانین همان کشور باید پیگیری کنند و طبیعی است که این رفتارهای مبتنی بر توهین و کتک‌کاری مورد تأیید شاهزاده نیست. اما به نظر من برای پوشیدن تی‌شرت شخصاً احساس می‌کنم که شاهزاده نباید موضع‌گیری کند و هیچ اتفاق خاصی رخ نداده است.»

بهرامی منتقد این امر است که چرا چنین درخواستی، به جریان‌های سیاسی و چهره‌های سیاسی دیگر تعمیم پیدا نمی‌کند و این موضوع فقط در مورد شاهزاده رضا پهلوی مطرح می‌شود.

او می‌افزاید: «تجزیه‌طلبان و ارتش سایبری که اینها دارند، از صبح تا شب مشغول توهین به شاهزاده و تخریب و آزار و اذیت هواداران و طرفداران جریان پادشاهی هستند، ولی من ندیدم که رسانه‌ها و خبرنگاران بگویند که چرا سران این گروه‌های مسلح بیانیه نمی‌دهند تا این رفتارها را محکوم کنند. یا افرادی که در تیم یک فعال سیاسی یا رسانه‌ای هستند فحاشی می‌کنند، تهمت و افترا می‌زنند، اما من ندیدم کسی از این چهره‌ها تقاضا کند که بیانیه بدهند و رفتار دوستانشان را محکوم کنند.»

تجربه تاریخی فاشیسم در آلمان و اروپا

تجربه اروپا در قرن بیستم نشان می‌دهد که عادی‌سازی نمادهای خشونت و گروه‌های افراطی می‌تواند به‌تدریج راه را برای اقتدارگرایی باز کند.

رژه‌های سیاه‌پوشان در ایتالیا به ویژه راهپیمایی سال ۱۹۲۲ به سوی رم که هسته اصلی قدرت بنیتو موسولینی و نمایش قدرت فاشیسم بود، و نیز قدرت‌گیری نازی‌ها در آلمان، ابتدا برای بسیاری صرفاً نمایش قدرت یا نوستالژی سیاسی به‌نظر می‌رسید، اما در نهایت به سرکوب، حذف مخالفان و فاجعه‌های انسانی گسترده انجامید.

به همین دلیل، در دموکراسی‌های مدرن حساسیت نسبت به نمادهای مرتبط با سرکوب و افراط‌گرایی فقط یک بحث تاریخی نیست، بلکه بخشی از مسئولیت سیاسی و حافظه جمعی جامعه به شمار می‌رود.

ساسان امجدی با اشاره به همین تجارب تاریخی می‌گوید: «قبح‌زدایی از یک سازمان امنیتی سرکوبگر در خیابان‌های اروپا، به‌ویژه در جامعەای مثل آلمان که حافظه تاریخی سنگینی نسبت به توتالیتاریسم دارند، حیرت‌انگیز است.»

این تحلیلگر سیاسی می‌افزاید: «در اینجا با جریانی مواجهیم که پیش از دستیابی به قدرت سیاسی، منطق مواجهه خود با مخالفان را به‌صورت آشکار و بدون هیچ تعارفی این‌طور بە ما عرضە می‌کند.»

امجدی بازگشت نمادهای ساواک را بخشی از “پروژه‌ای گسترده‌تر” برای بازسازی نوعی فرهنگ اقتدارگرای سیاسی می‌داند؛ فرهنگی که به گفته او، در آن، نمایش قدرت خیابانی، ارعاب نمادین و تقدیس نهادهای امنیتی، به ابزارهایی برای مرعوب‌کردن مخالفان تبدیل می‌شوند.

او می‌افزاید: «این دقیقا همان الگویی است که بسیاری از جنبش‌های اقتدارگرا، پیش از رسیدن بە قدرت رسمی، از طریق آن تلاش می‌کنند ابتدا خیابان، حافظه جمعی و آرمان‌های سیاسی جامعه را تحت کنترل خود درآورند.»

تاثیرات سیاسی بر جنبش آزادی‌خواهی در ایران

ساسان امجدی، تحلیلگر سیاسی، معتقد است تداوم این وضعیت می‌تواند پیامدهای سیاسی و اجتماعی عمیقی به همراه داشته باشد. از جمله اینکه شکاف‌های موجود در جامعه را به‌مراتب تشدید خواهد کرد؛ آن هم در مقطعی حساس، که به گفته او، خطر جنگ همچنان وجود دارد.

او می‌گوید در چنین شرایطی، “بازتولید ادبیات ارعاب و قطبی‌سازی”، عملا جامعە را پذیرای تنش‌های داخلی بیشتر در سطح اجتماعی کرده و امکان اجماع در تقابل با جمهوری اسلامی را بسیار ضعیف خواهد کرد.

امجدی در پاسخ به این پرسش که چگونه نیروهای مخالف می‌توانند از قطبی‌شدن بیشتر جامعه جلوگیری کنند، می‌گوید، جناح مخالف در مقامی نیست که بتواند این کار را انجام دهد، بلکه به اعتقاد او «سلطنت‌طلبان باید به این اقناع برسند که جامعه را به این وضعیت دچار کرده‌اند و اگر آن را قبول کردند، بررسی کنند که چه کاری می‌توان انجام داد تا بیشتر از این جامعه قطبی نشود.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

از نگاه این تحلیلگر سیاسی ساکن سوئیس، چنین اقداماتی بر تصویری که از دوران پسا‌جمهوری اسلامی به افکار عمومی منتقل می‌شود، تاثیر می‌گذارد: «هنگامی که بخشی از اپوزیسیون با نمادهای سرکوب، زبان اقتدارگرایانه و منطق حذف مخالف ظاهر می‌شود، این تصور در جامعه تقویت می‌شود که قرار نیست تغییر بنیادینی در ساختار قدرت و فرهنگ سیاسی رخ دهد؛ بلکه صرفاً یک نظام سرکوبگر جای خود را به شکل دیگری از اقتدارگرایی خواهد داد. چنین برداشتی، بخش قابل‌توجهی از جامعه را نسبت به تحولات پیش رو، مشارکت سیاسی و حتی نقش خود به عنوان یک شهروند منتقد و مستقل، با تردید و بی‌اعتمادی جدی مواجه می‌کند.»

به باور ساسان امجدی، پیامد دیگر به افکار عمومی و دولت‌های غربی مربوط می‌شود؛ چون بخشی از مشروعیت بین‌المللی اپوزیسیون، وابسته به توانایی آن در بازنمایی یک بدیل دموکراتیک، مدنی و پایبند به ارزش‌های مدنی و مبتنی بر حقوق بنیادین است.

بیشتر بخوانید: “یادآوری جنایات فاشیسم و کمونیسم، ضرورت مبرم روز”

او توضیح می‌دهد: «زمانی که رفتارها، نمادها و ادبیات بخشی از مخالفان جمهوری اسلامی، تداعی‌گر اقتدارگرایی، خشونت سیاسی و عادی‌سازی سرکوب باشد، عملاً فضای لازم برای بهره‌برداری تبلیغاتی جمهوری اسلامی فراهم می‌شود. در چنین وضعیتی، روایت‌ها و ماشین پروپاگاندای جمهوری اسلامی برای بخشی از افکار عمومی و حتی برخی دولت‌های غربی، قابل‌تحمل‌تر و باورپذیرتر جلوه خواهد کرد؛ و این مسئله می‌تواند مشروعیت سیاسی و اخلاقی مخالفان جمهوری اسلامی را با یک چالش اساسی مواجه سازد.»

بسیاری از نظریه‌پردازان سیاسی و تاریخ‌نگاران هشدار داده‌اند که تجربه قرن بیستم، از خیابان‌های رم تا میدان‌های نورنبرگ، بارها نشان داده است که اقتدارگرایی همیشه با صدای شلیک آغاز نمی‌شود؛ گاه نخست در قالب نماد، یونیفورم، صف‌آرایی خیابانی و عادی‌سازی زبان تهدید به عرصه عمومی راه می‌یابد. به باور آنان، بسیاری از جوامع زمانی خطر را فهمیدند که دیگر بسیار دیر شده بود؛ هنگامی که “نمایشی” بی‌آزار، آرام‌آرام به فرهنگ حذف، ارعاب و تقدیس خشونت انجامید.

شاید به همین دلیل است که در دموکراسی‌های مدرن، حساسیت نسبت به نمادهای سرکوب صرفاً واکنشی احساسی به گذشته نیست، بلکه تلاشی است برای جلوگیری از تکرار آن؛ تلاشی برای آنکه جامعه، پیش از آنکه زبان قدرت در آن دوباره به زبان ترس بدل شود، نشانه‌های خطر را دریابد.

دموکراسی چیزی نیست که فقط پس از تغییر قدرت آغاز شود؛ بلکه از همین امروز و در دل گفت‌وگوها، نقدها و مسئولیت‌پذیری سیاسی باید تمرین شود. جامعه‌ای که به دنبال آینده‌ای دموکراتیک است، ناگزیر است از حالا با شفافیت، پذیرش نقد و فاصله گرفتن از خشونت و افراط، خود را برای چنین آینده‌ای آماده کند.

برنامه ۷۱۱ رادیو هفتگی بشریت

برنامه هفتصد و یازدهم رادیو بشریت شنبه 9 می 2026 از (00:00) ورق برمیگده از (01:46) پادکست بشریت / عنوان :ستاره در تبعید / موضوع : سید ابراهیم نبوی / بخش هفتم / قسمت اول / گوینده :سرور قلی پور سامانی از (05:38) میدون آزادی از (10:55) سخنران : رضا حاتمی / موضوع: هدف 7 …

ادامه‌ی مطلب

رکورد تازه نویسندگان زندانی در جهان؛ ایران دوم شد

انجمن قلم آمریکا می‌گوید، شمار نویسندگان زندانی در جهان برای نخستین بار از ۴۰۰ نفر گذشته است. ایران با ۵۳ نویسنده زندانی، پس از چین، در رتبه دوم قرار دارد. این کشور یکی از کانون‌های اصلی موج تازه سرکوب معرفی شده است.انجمن قلم آمریکا (پن) در تازه‌ترین گزارش سالانه خود درباره وضعیت آزادی بیان و سرکوب نویسندگان در جهان اعلام کرد که شمار نویسندگان زندانی در سال ۲۰۲۵ میلادی برای نخستین بار از زمان آغاز انتشار “شاخص آزادی نوشتن” در سال ۲۰۱۹، از مرز ۴۰۰ نفر عبور کرده است.

گزارش پن آمریکا که روز سه‌شنبه ۱۲ مه (۲۲ اردیبهشت) منتشر شد، از افزایش چشمگیر بازداشت نویسندگان، مترجمان، پژوهشگران و فعالان فرهنگی در ایران نیز خبر می‌دهد.

بر اساس این گزارش، در سال ۲۰۲۵ در مجموع ۴۰۱ نویسنده در ۴۴ کشور زندانی بوده‌اند؛ رقمی که در سال پیش از آن ۳۷۵ نفر در ۴۰ کشور بود. پن آمریکا می‌گوید، شمار نویسندگان زندانی طی هفت سال گذشته ۶۸ درصد افزایش یافته و این روند، نشانگر تشدید مداوم سرکوب آزادی بیان در جهان است.

چین همچنان با ۱۱۹ نویسنده زندانی، بزرگترین زندان نویسندگان جهان باقی مانده است، اما انجمن قلم آمریکا تأکید می‌کند که شدیدترین افزایش بازداشت‌ها در ایران ثبت شده است؛ جایی که مقام‌های جمهوری اسلامی در سال گذشته دست‌کم ۱۷ بازداشت تازه انجام داده‌اند و شمار نویسندگان زندانی را بار دیگر به سطح دوران اوج سرکوب اعتراض‌های “زن، زندگی، آزادی” نزدیک کرده‌اند.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

کارین دویچ کارلکار، مدیر برنامه “نویسندگان در معرض خطر” در پن آمریکا، گفته است که مقام‌های جمهوری اسلامی “کارزاری به‌ویژه خشن علیه صداهای مستقل” به راه انداخته‌اند. به گفته او، شاعران، مترجمان، پژوهشگران، ترانه‌سرایان، تحلیلگران آنلاین، مدافعان حقوق بشر و ستون‌نویسان، همگی هدف بازداشت و سرکوب قرار گرفته‌اند، زیرا حکومت ایران می‌کوشد، “بحث، انتقاد و مخالفت” را خاموش کند.

بازگشت سرکوب به سطح دوره “زن، زندگی، آزادی”

به گزارش پن آمریکا، موج تازه سرکوب در ایران پس از جنگ ۱۲‌روزه میان ایران و اسرائیل در خرداد و تیر ۱۴۰۴ شدت گرفت و علاوه بر چهره‌های شناخته‌شده منتقد، پژوهشگران و مترجمان را نیز دربرگرفت.

در میان افرادی که نامشان در گزارش آمده، از حسین رونقی، فعال مدنی و تحلیلگر آنلاین، پرویز صداقت و محمد مالجو، هر دو اقتصاددان، مهسا اسدالله‌نژاد، جامعه‌شناس، و شیرین کریمی، نویسنده و مترجم، یاد شده است.

پن آمریکا همچنین به بازداشت دوباره نرگس محمدی، برنده جایزه نوبل صلح، و سپیده قلیان، فعال مدنی، اشاره کرده که در جریان مراسم هفتم خسرو علیکردی، وکیل حقوق بشری که به شکلی مشکوک درگذشت، با خشونت انجام شد.

این گزارش تأکید می‌کند که ایران در سال ۲۰۲۵ یکی از سه کشوری بود که هم‌زمان هم درگیر جنگ بوده و هم در میان ۱۰ زندانبان اصلی نویسندگان قرار داشته است. طبق این گزارش، دو مورد دیگر روسیه و “اسرائیل/سرزمین‌های اشغالی فلسطینی” هستند.

به گفته پن آمریکا، در هر سه مورد، نویسندگانی که در آثار، مقالات، موسیقی یا نوشته‌های خود مواضع ضد جنگ بیان کرده بودند، هدف بازداشت یا پیگرد قرار گرفته‌اند.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

گزارش همچنین در بخش مربوط به ایران، به تصویب لایحه‌ای در مجلس شورای اسلامی اشاره کرده که مجازات‌های سنگین‌تری را برای اتهام‌های “جاسوسی” و “همکاری با کشورهای متخاصم” از جمله اسرائیل مجاز می‌کند؛ اتهام‌هایی که به گفته پن آمریکا، علیه برخی نویسندگان نیز مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

این سازمان همچنین نوشته است که حمله هوایی اسرائیل به زندان اوین در ژوئن ۲۰۲۵، تهدیدی علیه امنیت زندانیان سیاسی و نویسندگان زندانی بوده است.

ایران؛ دومین زندان بزرگ نویسندگان

پن آمریکا در بخش رتبه‌بندی کشورها اعلام کرده است که ایران، پس از چین، با ۵۳ نویسنده زندانی در رتبه دوم زندانی کردن نویسندگان در جهان قرار دارد. این رقم نسبت به سال پیش از آن ۲۳ درصد افزایش نشان می‌دهد؛ افزایشی که به گفته گزارش، بازتاب تشدید سرکوب صداهای منتقد در بستر جنگ و بحران‌های داخلی است.

بر اساس این گزارش، ایران همچنین بالاترین نسبت نویسندگان زن زندانی را در جهان دارد. ۳۲ درصد نویسندگان زندانی در ایران زن هستند، در حالی که میانگین جهانی ۱۶ درصد است.

پن آمریکا از گلرخ ابراهیمی ایرایی، نویسنده و برنده جایزه “آزادی نوشتن پن/باربی” سال ۲۰۲۶، نیز نام برده است که به گفته این سازمان، با وجود چندین حکم زندان به اتهام‌هایی چون “تبانی” و “تبلیغ علیه نظام”، همچنان از داخل زندان اوین به فعالیت حقوق بشری خود ادامه می‌دهد.

پس از ایران، عربستان سعودی با ۲۷ نویسنده زندانی، ویتنام با ۲۴ نفر، ترکیه با ۲۲ نفر، “اسرائیل/سرزمین‌های اشغالی فلسطینی” با ۲۱ نفر، روسیه با ۱۸ نفر، بلاروس با ۱۷ نفر، مصر با ۱۳ نفر و میانمار با ۱۰ نفر در رتبه‌های بعدی قرار گرفته‌اند.

سرکوب جهانی؛ از چین تا آمریکا

گزارش پن آمریکا تصویری گسترده‌تر از سرکوب جهانی نویسندگان نیز ارائه می‌دهد. در چین، که همچنان در صدر فهرست قرار دارد، نویسندگان با نظامی “به‌شدت تنبیهی و محدودکننده” روبه‌رو هستند و ناشران برای پرهیز از زندان ناچار به خودسانسوری‌اند. در روسیه نیز بیشتر نویسندگان زندانی به دلیل مخالفت با جنگ اوکراین بازداشت شده‌اند.

در “اسرائیل/ سرزمین‌های اشغالی فلسطینی” نیز، به گفته پن آمریکا، دست‌کم شش نویسنده به دلیل مواضع ضد جنگ بازداشت شده‌اند.

این گزارش همچنین از ورود نام ایالات متحده برای نخستین بار به “شاخص آزادی نوشتن” خبر داده است. پرونده آمریکا مربوط به بازداشت چند هفته‌ای سامی حمدی، تحلیلگر و ستون‌نویس بریتانیایی منتقد اسرائیل، توسط مأموران اداره مهاجرت ایالات متحده است؛ اقدامی که پن آمریکا آن را نمونه‌ای از استفاده ابزاری از سازوکارهای مهاجرتی برای خاموش کردن صداهای مستقل توصیف کرده است.

پن آمریکا هم‌زمان اعلام کرده که تعداد پرونده‌های فعال پایگاه داده “نویسندگان در معرض خطر” این سازمان، امسال برای نخستین بار از هزار مورد گذشته است. این پایگاه، ۱۰۵۹ مورد آزار و پیگرد نویسندگان در ۸۳ کشور را ثبت کرده که شامل ۵۳ قتل، ۱۳ ناپدیدسازی اجباری و ۱۷۰ مورد تبعید یا مهاجرت اجباری نویسندگان می‌شود.

کارین دویچ کارلکار در پایان این گزارش هشدار داده است که حمله به نویسندگان، صرفاً مسئله حمله به یک فرد یا یک کشور نیست، بلکه نشانه تهدیدی گسترده‌تر علیه آزادی اندیشه، خلاقیت و حق مخالفت در سراسر جهان است.

در رثای حسین حسینخانی، مدیر نشر آگاه

در رثای حسین حسینخانی، مدیر نشر آگاه

saman.mobasher…


۱۷ نیروگاه خورشیدی در پایتخت ساخته می‌شود

برنا – گروه اجتماعی؛ رئیس اداره ارزیابی و بررسی آلودگی هوا و تغییر اقلیم حفاظت محیط زیست استان تهران از موافقت با احداث ۱۷ نیروگاه خورشیدی به ظرفیت کلی ۲۱۶ مگاوات و پنج نیروگاه کوچک مقیاس با ظرفیت کلی ۵۴ مگاوات از ابتدای سال جاری خبر داد و این اقدامات را گامی در جهت کاهش آلودگی هوای کلانشهر تهران دانست.

الهه بیگی با تأکید بر اولویت‌دهی اداره کل حفاظت محیط زیست استان تهران به ارزیابی و تسهیل در صدور مجوز‌های زیست محیطی برای این انرژی‌های پاک، اظهار کرد: ما به‌طور جدی از توسعه و استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر در استان حمایت می‌کنیم.

وی افزود: این تصمیم در جهت عمل به سیاست‌های کلان زیست‌محیطی و با هدف کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی و پاکسازی هوای پایتخت اتخاذ شده است.

بیگی در پایان تصریح کرد: اداره کل حفاظت محیط زیست استان تهران متعهد به پیگیری و تسهیل فرآیند‌های اجرایی این پروژه‌ها به منظور تسریع در بهره برداری از آنهاست.

مصدومیت رییس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان باروق در پی حفاظت از درخت کهنسال توت

مدیر کل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی گفت: در پی تلاش برای جلوگیری از قطع یک درخت توت کهنسال در روستای یلکلو باروق، رئیس اداره حفاظت محیط‌زیست این شهرستان دچار مصدومیت شد.

 

به گزارش ایلنا، حجت جباری در این زمینه با اشاره به این حادثه و پیگیری‌های انجام‌شده، از دستگیری دو متخلف سابقه‌دار قطع درخت توت کهنسال روستای یلکلو و معرفی آنان به مراجع قضایی خبر داد.

وی با بیان اینکه این افراد پیش‌تر نیز در حوزه قاچاق چوب و قطع درختان جنگلی سابقه تخلف داشته‌اند، افزود: متخلفان بار دیگر اقدام به قطع درخت توت کهنسال این روستا با قدمتی چند صد ساله کرده بودند که با هوشیاری مأموران یگان حفاظت محیط‌زیست و همراهی جوامع محلی شناسایی و دستگیر شدند.

مدیرکل حفاظت محیط‌زیست آذربایجان‌غربی تصریح کرد: در جریان این عملیات، ادوات قطع اشجار از متخلفان کشف و ضبط شد و با دستور قاطع دادستان، خودروی سایپا حامل بار چوب توقیف و با حضور مأموران کلانتری ۱۱ باروق به پارکینگ منتقل شد. پرونده نیز برای طی مراحل قانونی به مراجع قضایی ارسال شده است.

جباری با قدردانی از نقش مردم محلی در حفاظت از منابع طبیعی، بر تداوم برخورد قانونی با متخلفان و تشدید نظارت‌ها در زیستگاه‌های طبیعی شهرستان باروق تأکید کرد و گفت: صیانت از گونه‌های ارزشمند و درختان کهنسال، وظیفه‌ای همگانی است و هیچ‌گونه تعرضی به سرمایه‌های طبیعی استان نباید بدون پاسخ بماند.

جباری مصدومیت رئیس اداره حفاظت محیط‌زیست شهرستان باروق و همیار محیط‌زیست را نشانه‌ای از تعهد و مسئولیت‌پذیری نیروهای محیط‌زیست در پاسداری از طبیعت دانست و از دوستداران محیط‌زیست خواست در صورت مشاهده هرگونه تخلف زیست‌محیطی، موضوع را از طریق سامانه تلفن گویای ۱۵۴۰ اطلاع دهند.

حفر غیرمجاز چاه در حاشیه تالاب پریشان متوقف شد

کازرون- رئیس اداره حفاظت محیط زیست کازرون از جلوگیری از حفر غیرمجاز یک حلقه چاه در حاشیه تالاب پریشان این شهرستان خبر داد.

 

به گزارش خبرگزاری مهر، محمد امین بیرامی از جلوگیری از حفر غیرمجاز یک حلقه چاه در حاشیه تالاب پریشان این شهرستان خبر داد و با بیان این که این اقدام با حضور و همکاری یگان حفاظت منابع آب، یگان حفاظت محیط زیست و پاسگاه انتظامی فامور انجام شد، گفت: با دستور قاضی دادگاه بخش جره و بالاده، نیروهای اجرایی در محل حاضر شدند و در همان زمان حفر چاه را متوقف کردند.

وی ادامه داد: چاه حفرشده به‌صورت مسلوب‌المنفعه درآمد و پرونده متخلفان نیز از سوی اداره امور آب تشکیل و برای رسیدگی قانونی به مقام قضایی ارجاع شد.

رئیس اداره حفاظت محیط زیست کازرون با تأکید بر اهمیت حفاظت از تالاب پریشان، هرگونه برداشت و بهره‌برداری غیرمجاز از منابع آب در حریم این تالاب را تهدیدی جدی برای محیط زیست منطقه دانست و تصریح کرد: برخورد قانونی با چنین تخلفاتی با جدیت ادامه دارد.

خطر انقراض بیخ گوش ۲۶ گونه جانوری در استان یزد

یزد – معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی اداره‌کل حفاظت محیط زیست استان یزد گفت: در حال حاضر ۲۶ گونه در خطر انقراض در زیستگاه‌های یزد شناسایی شده‌اند.

 

به گزارش خبرنگار مهر، اعظم حبیبی‌پور صبح چهارشنبه در جمع خبرنگاران از شناسایی ۲۶ گونه در خطر انقراض یا حمایت‌شده در استان خبر داد و گفت: برنامه‌های حفاظتی متعددی برای صیانت از گونه‌های جانوری و زیستگاه‌های طبیعی یزد در حال اجراست.

وی اظهار کرد: افزایش پوشش حفاظتی مناطق، پایش گلوگاه‌های نفوذ شکارچیان با دوربین‌های نظارتی و فناوری‌های نوین و اجرای فاز نخست پروژه احیای سه گونه در خطر انقراض از مهم‌ترین اقدامات انجام‌شده در استان است.

وی افزود: سرشماری زیستگاه‌های مهم، تجهیز محیط‌بانان، جذب نیروهای متناسب با ظرفیت مناطق و استفاده از روش‌های حفاظتی دولتی، خصوصی و مشارکتی نیز در دستور کار قرار دارد.

حبیبی‌پور گفت:: گونه‌هایی مانند کل و بز، قوچ و میش، جبیر، کاراکال، عقاب طلایی و گربه شنی از مهم‌ترین گونه‌های شاخص حیات‌وحش یزد هستند.

معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی اداره‌کل حفاظت محیط زیست یزد، خشکسالی، شکار و چرای غیرمجاز، فعالیت معادن، کمبود محیط‌بان و تخریب زیستگاه‌ها را از مهم‌ترین تهدیدات محیط زیست استان عنوان کرد.

وی همچنین با اشاره به پارک ملی سیاهکوه اردکان گفت: این پارک با وسعت ۷۸ هزار و ۳۳۵ هکتار، یکی از زیستگاه‌های مهم گونه‌هایی همچون جبیر، قوچ و میش، گربه شنی و شاه‌روباه در استان یزد به شمار می‌رود.

شبیخون محیط‌بانان در سد خداآفرین؛ تورهای صیادان غیرمجاز به گل نشست

عملیات شبانه صید غیرمجاز در منطقه ارسباران ناکام ماند و تجهیزات متخلفان به همراه ماهیان صید شده توقیف شد.

به‌گزارش خبرگزاری تسنیم از خداآفرین، تاریکی شب و وسعت مخزن سد خداآفرین هم نتوانست پوشش امنی برای فعالیت صیادان غیرمجاز باشد. با هوشیاری محیط‌بانان و همراهی دوستداران طبیعت، عملیات شبانه صید غیرمجاز در این منطقه ناکام ماند و تجهیزات متخلفان به همراه ماهیان صیدشده توقیف شد.

حاتم شیرچنگ، رئیس پارک ملی ارسباران، در تشریح جزئیات این عملیات حساس گفت: پس از دریافت گزارش‌هایی از سوی همیاران و دوستداران محیط زیست مبنی بر حضور صیادان متخلف در مخزن سد خداآفرین، تیم‌های یگان حفاظت بلافاصله وارد عمل شدند.

به گفته وی، ماموران با استفاده از اصل غافلگیری و طی یک کمین نامحسوس و تعقیب شبانه در حاشیه سد، موفق شدند مخفیگاه و محل دپوی تجهیزات صیادان را شناسایی کنند.

رئیس پارک ملی ارسباران، با بیان اینکه عملیات دستگیری متخلفان به یک تعقیب و گریز در دل تاریکی تبدیل شد، گفت: در لحظه اقدام برای دستگیری، متخلفان با سوءاستفاده از تاریکی مطلق شب و همچنین شرایط خاص توپوگرافی حاشیه سد که پوشیده از باغات و مزارع است، موفق به فرار از مهلکه شدند.

شیرچنگ گفت: اگر چه متخلفان این‌بار توانستند در تاریکی شب پنهان شوند، اما ادوات جرم آن‌ها در امان نماند.

وی تاکید کرد: پس از هماهنگی‌های لازم و اخذ دستور مستقیم از دادستان شهرستان، تمامی ادوات صید از جمله تورهای ماهیگیری و تیوپ‌ها به همراه ماهیان صیدشده، کشف، ضبط و به اداره پارک ملی منتقل گردید. پیگیری‌ها برای شناسایی متخلفان فراری از طریق سرنخ‌های به جا مانده ادامه دارد.

 

عملیات نفس‌گیر نجات سیاه‌گوش کمیاب از یک‌قدمی روستا در سراب

به‌ گزارش خبرگزاری تسنیم از تبریز، حضور دلهره‌آور اما جذاب یک قلاده سیاه‌گوش در نزدیکی یک روستا در شهرستان سراب، با واکنش سریع و هوشمندانه محیط‌بانان به یک عملیات نجات موفقیت‌آمیز تبدیل شد.

ماجرا از روز 21 اردیبهشت‌ماه و با تماس‌های مردمی آغاز شد. اهالی روستای «نرمیق» از پرسه زدن یک قلاده سیاه‌گوش در اطراف روستای خود خبر دادند؛ گونه‌ای کمیاب و ارزشمند که حضورش در نزدیکی انسان‌ها می‌توانست هم برای جوامع محلی و هم برای خود حیوان خطرساز باشد.

حبیب محبعلی‌پور، رئیس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان سراب، با اشاره به اعزام فوری تیم‌های یگان حفاظت به منطقه گفت: با توجه به حساسیت موضوع و برای جلوگیری از هرگونه تعارض، عملیات تخصصی زنده‌گیری بلافاصله در دستور کار قرار گرفت. محیط‌بانان ما موفق شدند در یک عملیات دقیق و نفس‌گیر، با استفاده از تفنگ بیهوشی این گربه‌سان زیبا را بدون وارد شدن کوچک‌ترین خراش یا جراحتی زنده‌گیری کنند.

این مهمان ناخوانده اکنون برای انجام معاینات پزشکی و تایید سلامت به مرکز نگهداری حیات وحش «آرال» سراب منتقل شده است. به گفته مقامات محیط زیست، این سیاه‌گوش پس از اطمینان از سلامت کامل و بازیابی هوشیاری، دوباره به آغوش طبیعت و یکی از زیستگاه‌های بکر و امن منطقه بازگردانده خواهد شد.

رئیس اداره محیط زیست سراب ضمن قدردانی از رفتار مسئولانه و همکاری صمیمانه اهالی منطقه و مدیریت مجتمع آرال، از تمام شهروندان خواست تا در صورت مشاهده حیوانات وحشی در حریم روستاها و شهرها، از هرگونه اقدام خودسرانه پرهیز کرده و مراتب را فوراً به سامانه 1540 اطلاع دهند.